unsaddled

un·sad·dled/ʌnˈsædld/
un-negation / notsaddledhaving a saddle on
adjective (صفت)formal

صفت — بدون زین

بدون زینزین نشده

بدون زین؛ حیوان بدون زین مانند اسب.

Not equipped with a saddle; without a saddle on an animal such as a horse.

«اسب بدون زین در مزرعه ایستاده بود.»

The horse stood unsaddled in the field.

«او اسب بدون زین را در اصطبل گذاشت.»

He left the unsaddled pony in the stable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unsaddledبدون زین

کلمه‌ای نادر که به حیواناتی اشاره دارد که زین ندارند.

Rare word referring to animals not wearing a saddle.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000