saddled

sad·dled/ˈsædld/
verb (فعل)common

فعل — زین گذاشتن

زین گذاشتنتحمیل مسئولیت

گذشته و شکل سوم فعل saddle؛ زین گذاشتن بر اسب یا بر دوش گذاشتن مسئولیت یا مشکل.

Past tense and past participle of saddle; to put a saddle on a horse or burden someone with a responsibility or problem.

«او پیش از سواری زین را روی اسب گذاشت.»

He saddled the horse before the ride.

«او با تمام کارهای خانه بار مسئولیت داشت.»

She was saddled with all the household chores.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burdenتحمیل کردن بار

رایج. به معنی بار یا مسئولیتی بر دوش گذاشتن؛ در استفاده استعاری جایگزین saddled است.

Common. Means to load with a burden or responsibility; interchangeable when used figuratively.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000