در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کوهپشته یا قله کوهی که دارای انحنای رو به پایین در قسمت بالایی خود است و شبیه به زین اسب به نظر میرسد.
A ridge or mountain with a downward curve on its summit, resembling a saddle.
«ما میتوانستیم کوه زینمانند را از دور ببینیم.»
“We could see the saddleback of the mountain from a distance.”
«مسیر ما را از روی یک کوه زینمانند شیبدار عبور داد.»
“The trail led us over a steep saddleback.”
روزمره. 'کوهپشته' اصطلاحی عمومی برای یک بخش مرتفع طولانی و باریک از زمین است. 'Saddleback' به شکل خاصی از کوهپشته اشاره دارد. زمانی از 'ridge' استفاده کنید که شکل زین خاص اهمیت ندارد. مثال: ما مایلها در طول کوهپشته پیادهروی کردیم. مثال: کوه زینمانند منظرهای منحصر به فرد ارائه میداد.
Everyday. 'Ridge' is a general term for a long, narrow elevated section of land. 'Saddleback' specifies a particular shape of ridge. Use 'ridge' when the specific saddle shape isn't important. 'We hiked along the ridge for miles.' works. 'The saddleback offered a unique view.' emphasizes the shape.
دارای پشتی که در وسط به سمت پایین منحنی شده است، شبیه به زین اسب.
Having a back that is curved downwards in the middle, like a saddle.
«طراحی سقف زیناسبی در خانههای مزرعهای قدیمی رایج است.»
“The saddleback roof design is common in old farmhouses.”
«او حیوان را دارای یک علامت زیناسبی متمایز توصیف کرد.»
“He described the animal as having a distinctive saddleback marking.”