در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک قسمت بلند و باریک از زمین که معمولاً خط الراس کوه را تشکیل میدهد یا مرز بین دو حوزه آبریز است.
A long, narrow raised strip of land, typically one forming a watershed or extending along the top of a mountain range.
«آنها در طول خط الراس کوه پیادهروی کردند.»
“They hiked along the mountain ridge.”
«خانه روی یک یال بلند مشرف به شهر ساخته شده بود.»
“The house was built on a high ridge overlooking the town.”
هر قسمت بلند و باریک برآمده از یک سطح یا شیء، مانند یک درز برجسته یا ردیفی از برجستگیهای کوچک.
Any long, narrow raised part of a surface or object, such as a raised seam or a row of small bumps.
«لاستیک برای چسبندگی بهتر شیارهای عمیقی داشت.»
“The tire had deep ridges for better grip.”
«برجستگی لبه سکه را حس کن.»
“Feel the ridge along the edge of the coin.”
یک سطح را به شکل خط الراس یا برجستگی درآوردن؛ با برجستگیها علامتگذاری کردن.
To form (a surface) into a ridge or ridges; to mark with ridges.
«گاوآهن زمین را برای کاشت شیاردار کرد.»
“The plow ridged the field for planting.”
«ابروهایش در اثر تمرکز چین خورد.»
“His brow ridged in concentration.”