saddle

sad·dle/ˈsædəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): saddles

اسم — زین اسب

زین اسب

نشست چرمی که روی پشت اسب بسته می‌شود برای سواری.

A leather seat fastened on the back of a horse for riding.

«قبل از سواری زین را تنظیم کرد.»

He adjusted the saddle before riding.

«زین اسب از چرم و راحت بود.»

The horse's saddle was leather and comfortable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seatصندلی

رایج. اصطلاح کلی برای چیزی که روی آن می‌نشینند، اما کمتر خاص از زین است.

Common. General term for something to sit on but less specific than saddle.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): saddledpast participle (مفعولی): saddled-ing (حال): saddling3rd (سوم): saddles

فعل — زین گذاشتن روی اسب

زین گذاشتن روی اسب

قرار دادن زین روی اسب.

To put a saddle on a horse.

«او به سرعت زین را روی اسب گذاشت.»

He saddled the horse quickly.

«قبل از مسابقه، او به دقت زین را روی اسب گذاشت.»

Before the race, she saddled her horse carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000