unsnapped

un·snapped/ʌnˈsnæpt/
un-negation / notsnappedhaving been broken or fastened by snapping
adjective (صفت)common

صفت — باز شده

باز شدهشکسته نشده

شکسته یا بسته شده با صدای شکستگی نیست؛ باز یا سالم.

Not snapped; not broken or fastened by snapping.

«قفل باز به طور شل آویزان بود.»

The unsnapped clasp hung loosely.

«مطمئن شو کمربند قبل از درآوردن باز است.»

Make sure the belt is unsnapped before removing it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intactسالم

رایج. اغلب به جای چیزی که شکسته نشده یا آسیب ندیده استفاده می‌شود.

Common. Often interchangeable for something not broken or damaged.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000