urinating

/ˈjʊərɪˌneɪtɪŋ/
urin(e)urine-ateverb-forming suffix-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): urinatedpast participle (مفعولی): urinated-ing (حال): urinating3rd (سوم): urinates

فعل — ادرار کردن

ادرار کردن

فرآیند دفع ادرار از بدن.

The act of releasing urine from the body.

«سگ داشت به درخت ادرار می‌کرد.»

The dog was urinating on a tree.

«او برای ادرار کردن از اتاق خارج شد.»

He left the room to urinate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peeادرار کردن

غیررسمی. معمولا با کودکان یا در موقعیت‌های غیررسمی به کار می‌رود.

Informal. Used especially with children or casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000