useful tool

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

use·ful tool/ˈjusfəl tul/
phrase (عبارت)common

عبارت — ابزار مفید

ابزار مفیدوسیلهٔ کاربردی

وسیله، برنامه یا منبعی که انجام یک کار را آسان‌تر می‌کند.

an object, program, or resource that helps someone do a task

«ماشین‌حساب ابزاری مفید برای بررسی‌های سریع است.»

A calculator is a useful tool for quick checks.

«این نمودار ابزار مفیدی برای برنامه‌ریزی است.»

This chart is a useful tool for planning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000