valises

va·lis·es/vəˈliːsɪz/
valisea small traveling bag-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): valises

اسم — چمدان‌های کوچک

چمدان‌های کوچککیف‌های دستی مسافرتی

کیف‌های مسافرتی کوچک یا چمدان‌های دستی، معمولاً از جنس چرم یا مواد سفت.

Small traveling bags or suitcases, typically made of leather or stiff material.

«باربرها کیف‌های مسافران را به اتاق‌هایشان بردند.»

The porters carried the travelers' valises to their rooms.

«او وسایلش را با دقت درون دو کیف دستی چرمی چید.»

She carefully arranged her belongings inside the two leather valises.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suitcasesچمدان‌ها

روزمره. اصطلاحی گسترده‌تر برای باروبندیل که اغلب بزرگ‌تر از valise است. زمانی که به باروبندیل کوچک و دستی اشاره دارد، قابل تعویض است. 'او چمدانش را برای سفر بست' برای هر اندازه‌ای کاربرد دارد، 'او کیف دستی‌اش را حمل کرد' به یک کیف کوچک‌تر و اغلب قدیمی‌تر اشاره دارد.

Everyday. A broader term for luggage, often larger than a valise. Interchangeable when referring to small, handheld luggage. 'She packed her suitcase for the trip' works for any size, 'He carried his valise' implies a smaller, often older style.

gripکیف دستی

قدیمی/انگلیسی بریتانیایی. به کیفی کوچک برای نگهداری لباس یا وسایل شخصی، اغلب با دسته، اشاره دارد. در انگلیسی آمریکایی مدرن کمتر از valise رایج است. 'او کیفش را برداشت و رفت' قابل فهم است، اما 'او کیف دستی‌اش را برداشت' امروزه رایج‌تر است.

Dated/British English. Refers to a small bag for holding clothes or personal items, often with a handle. Less common than valise in modern American English. 'He grabbed his grip and left' is understood, but 'He grabbed his valise' is more common now.

2verb (فعل)archaicpast (گذشته): valisedpast participle (مفعولی): valised-ing (حال): valising3rd (سوم): valises

فعل — بسته‌بندی کردن در کیف دستی

بسته‌بندی کردن در کیف دستی

درون کیف دستی (والیز) بسته‌بندی کردن.

To pack into a valise.

«او لباس‌هایش را قبل از حرکت در کیف دستی گذاشت.»

She valised her clothes before departure.

«او به سرعت وسایل ضروری خود را در کیف دستی گذاشت و به راه افتاد.»

He quickly valised his essentials and headed out.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000