verbalize

verb·a·lize/ˈvɜːr.bə.laɪz/
verbword-alrelated to-izeto make, to act
verb (فعل)commonpast (گذشته): verbalizedpast participle (مفعولی): verbalized-ing (حال): verbalizing3rd (سوم): verbalizes

فعل — بیان کردن

بیان کردنابراز کردن

بیان کردن افکار یا احساسات به صورت کلامی.

To express ideas or feelings in spoken words.

«او بیان احساساتش برایش سخت است.»

He finds it difficult to verbalize his emotions.

«سعی کن افکارت را واضح بیان کنی.»

Try to verbalize your thoughts clearly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
articulateسلیس بیان کردن

رسمی. بر بیان واضح و مؤثر تأکید دارد، مخصوصاً برای صحبت یا فکر.

Formal. Emphasizes clear and effective expression. Used especially for speech or thought.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000