verbiage

verb·i·age/ˈvɜːrbiɪdʒ/
noun (اسم)formal

اسم — شرح زیاد

شرح زیادکلام اضافه

استفاده بیش از حد از کلمات، به ویژه وقتی که غیرضروری یا گیج‌کننده باشند.

The use of too many words, especially when they are unnecessary or confusing.

«گزارش به‌خاطر شرح اضافی مورد انتقاد قرار گرفت.»

The report was criticized for its verbiage.

«برای واضح‌تر کردن نوشته از بیان طولانی خودداری کنید.»

Avoid verbiage to make writing clearer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000