verily

ver·i·ly/ˈvɛrɪli/
veri-truth-lyin a manner of
adverb (قید)archaic

قید — واقعاً

واقعاًبی‌گمان

واقعاً؛ به‌طور قطع؛ برای تأکید بر صحت یک گفته.

Truly; certainly; used to emphasize the truth of a statement.

«به راستی به شما می‌گویم، او قابل اعتماد است.»

Verily, I say unto you, he is trustworthy.

«او به‌راستی به کمک به دیگران ایمان دارد.»

She verily believes in helping others.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trulyواقعاً

رایج/رسمی. در اکثر زمینه‌ها به جای verily می‌تواند استفاده شود، مخصوصاً در گفتار یا نوشتار برای تأکید بر حقیقت.

Common/formal. Can replace 'verily' in most contexts, especially in speech or writing to emphasize truth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000