اسم — دامپزشک
فردی که واجد شرایط درمان حیوانات بیمار یا مجروح است.
A person qualified to treat diseased or injured animals.
«دامپزشکان بیوقفه برای نجات حیات وحش مجروح تلاش کردند.»
“The veterinarians worked tirelessly to save the injured wildlife.”
«بسیاری از دامپزشکان به صاحبان حیوانات خانگی در مورد مراقبت از حیوانات آموزش میدهند.»
“Many veterinarians also educate pet owners on animal care.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی/روزمره. شکل کوتاه و رایج 'veterinarian'. در مکالمات غیررسمی کاملاً قابل تعویض است، اما 'veterinarian' در بافتهای رسمی یا نوشتاری ترجیح داده میشود. 'سگم را پیش دامپزشک بردم' درست است، 'دامپزشک جراحی را انجام داد' درست است.
Informal/everyday. A common, shortened form of 'veterinarian'. Fully interchangeable in casual conversation, but 'veterinarian' is preferred in formal or written contexts. 'I took my dog to the vet' works, 'The veterinarian performed surgery' works.