victimize

vic·tim·ize/ˈvɪktɪˌmaɪz/
victimone harmed or injured-izeto cause to become or treat
verb (فعل)formalpast (گذشته): victimizedpast participle (مفعولی): victimized-ing (حال): victimizing3rd (سوم): victimizes

فعل — مظلوم کردن

مظلوم کردنشکار کردن

رفتار ناعادلانه یا بی‌رحمانه با کسی داشتن، معمولاً با آسیب رساندن یا سوءاستفاده.

To treat someone unfairly or cruelly, often by causing harm or exploiting them.

«اقلیت‌های بسیاری در این منطقه مظلوم واقع می‌شوند.»

Many minorities are victimized in this region.

«او احساس کرد قوانین ناعادلانه او را مظلوم کرده‌اند.»

He felt victimized by the unfair rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persecuteآزار دادن

رسمی. معنی مشابه، معمولاً برای رفتار طولانی یا ساختاری.

Formal. Similar meaning, usually over longer periods or systemic treatment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000