در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی یا چیزی که در رقابت یا نبرد پیروز شده است
Having won a victory; successful in a competition or battle
«تیم پیروز جشن گرفت.»
“The victorious team celebrated their win.”
«او بعد از اول شدن در مسابقه احساس پیروزی کرد.»
“She felt victorious after finishing the race first.”
رسمی. در موقعیتهایی که به جشن پس از موفقیت تاکید دارند قابل جایگزینی است — مثلا 'تیم پیروز'. برای پیروزیهای ساده بدون جشن به کار نمیرود.
Formal. Interchangeable in contexts emphasizing celebration after success — e.g. 'triumphant team'. Not used for simple wins without celebration.
روزمره/غیررسمی. اغلب در ورزش یا مسابقات به کار میرود — مثلا 'گل برنده'. به عنوان صفت چیزی که موفق است به کار میرود.
Everyday/informal. Often used for sports or contests — 'winning goal'. Usable as adjective for something that achieves success.