triumphant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tri·umph·ant/traɪˈʌmfənt/
triumpha great victory or success-antcharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more triumphantsuperlative (عالی): most triumphant

صفت — پيروزمند

پيروزمندشادمان

احساس خوشحالی و غرور بعد از پیروزی یا موفقیت

Feeling or expressing joy and pride after a success or victory.

«تیم پس از بازی نهایی خوشحال و پیروز بود.»

The team was triumphant after the final match.

«او لبخند پیروزمندانه‌ای زد.»

She gave a triumphant smile.

تفاوت با واژه‌های مشابه
victoriousپیروز

رسمی یا ادبی. به معنای برنده شدن در مسابقه است، اغلب قابل تعویض با triumphant در زمینه پیروزی.

Formal or literary. Indicates having won after a contest, often interchangeable with triumphant in contexts of victory.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000