viewed

/vjuːd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): viewedpast participle (مفعولی): viewed-ing (حال): viewing3rd (سوم): views

فعل — دید

دیدنگاه کرد

گذشته فعل «دیدن»؛ نگاه کردن یا در نظر گرفتن چیزی.

Past tense of 'view'; to look at or consider something.

«او به دقت به نقاشی نگاه کرد.»

She viewed the painting carefully.

«فیلم سال پیش به طور گسترده‌ای دیده شد.»

The film was widely viewed last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
watchedتماشا کرد

رایج. مشابه است ولی 'view' معمولاً به نگاه حساب‌شده‌تر دلالت دارد.

Common. Similar but 'view' often implies more deliberate or considered looking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000