viscid

vis·cid/ˈvɪskɪd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): viscidersuperlative (عالی): viscidest

صفت — چسبناک

چسبناکچسبنده

چسبناک یا حالت چسبنده و غلیظ.

Having a sticky or glue-like texture; viscous.

«شیره چسبناک درخت را چسبناک کرد.»

The viscid sap made the tree sticky.

«سطح چسبناک بود و تمیز کردنش سخت بود.»

The surface was viscid and hard to clean.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000