اسم — پنبهکشی
توده نرمی از مواد الیافی، به ویژه پنبه، که برای پر کردن، روکش کردن یا بستهبندی استفاده میشود.
A soft mass of fibrous material, especially cotton, used for stuffing, padding, or packing.
«او از پنبهکشی برای نرم کردن اقلام شکننده استفاده کرد.»
“She used cotton wadding to cushion the fragile items.”
«داخل کت لایه پُرکننده گرمی داشت.»
“The coat had warm wadding inside.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به مادهای گفته میشود که برای محافظت یا پر کردن چیزی استفاده میشود، اغلب برای راحتی یا جلوگیری از آسیب. 'The box had foam padding' درست است. میتواند به جای 'wadding' استفاده شود وقتی هدف محافظت یا افزودن حجم باشد.
Common. Refers to material used to protect or fill out something, often for comfort or to prevent damage. 'The box had foam padding' works. Can be used interchangeably when the purpose is protection or adding bulk.
متداول. اصطلاحی کلی برای مادهای که برای پر کردن چیزی استفاده میشود، اغلب به مواد غذایی که درون ماکیان یا سبزیجات پخته میشوند، اشاره دارد، اما برای اسباببازی یا کوسن نیز استفاده میشود. 'Turkey stuffing' درست است، 'pillow stuffing' درست است.
Common. General term for material used to fill something, often refers to food items cooked inside poultry or vegetables, but also for toys or cushions. 'Turkey stuffing' works, 'pillow stuffing' works.
فعل — مچاله کردن
عمل مچاله کردن یا فشرده کردن چیزی به صورت یک توده، اغلب به شکلی نامرتب یا بیدقت.
The action of forming something into a wad, often messy or carelessly.
«او روزنامههای قدیمی را برای آتش مچاله میکرد.»
“He was wadding up old newspapers for the fire.”
«لباسهایت را روی زمین مچاله نکن!»
“Stop wadding your clothes on the floor!”