wacky

wack·y/ˈwæki/
wackcrazy or eccentric-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): wackiersuperlative (عالی): wackiest

صفت — عجیب

عجیببامزهخنده‌دار

به‌طرز عجیب و جالب یا خنده‌دار و غیرعادی بودن.

Strange or eccentric in a fun or amusing way.

«او طنزی عجیب و بامزه دارد که همه را می‌خنداند.»

She has a wacky sense of humor that makes everyone laugh.

«ایده‌های عجیب و غریبش اغلب دوستانش را شگفت‌زده می‌کند.»

His wacky ideas often surprise his friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quirkyعجیب

غیررسمی. معنای مشابه ولی معمولاً به شکل ملایم‌تر و دوست‌داشتنی‌تر است.

Informal. Similar meaning but ‘quirky’ is often gentler and more endearing.

eccentricغیرعادی

رسمی. رفتار غیرمعمول ولی کمتر بازیگوشانه و بیشتر خنثی است.

Formal. Means unusual behavior but less playful than 'wacky', more neutral.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000