1verb (فعل)commonpast (گذشته): waitedpast participle (مفعولی): waited-ing (حال): waiting3rd (سوم): waits
فعل — منتظر بودن
منتظر بودنانتظار کشیدن
در حالت آمادگی یا انتظار برای رسیدن یا اتفاق افتادن کسی یا چیزی بودن.
Remaining in a state of readiness or expectation for someone or something to arrive or happen.
«او منتظر دوستش است.»
“She is waiting for her friend.”
«آنها منتظر علامت شروع بودند.»
“They were waiting for the signal to start.”
تفاوت با واژههای مشابه
expecting— انتظار داشتن/پیشبینی کردن. واژه expecting یک واژه روزمره است. 'Expecting' اغلب به معنای یک نتیجه مشخصتر یا قطعیتر است، گاهی اوقات مربوط به بارداری. به عنوان مثال: 'من منتظر اتوبوس هستم' (I am waiting for the bus) یک انتظار عمومی است، در حالی که 'او منتظر بچه است' (She is expecting a baby) یک انتظار خاص است و نمیتوان آن را با 'waiting' جایگزین کرد.
2noun (اسم)commonplural (جمع): waitings
اسم — انتظار
انتظارصبر
عمل ماندن در انتظار یا یک دوره تاخیر.
The act of staying in expectation; a period of delay.
«انتظار سختترین بخش بود.»
“The waiting was the hardest part.”
«صف انتظار طولانی بود.»
“There was a long waiting line.”
تفاوت با واژههای مشابه
delay— تاخیر/معطلی/درنگ. واژه delay یک واژه روزمره است. 'Delay' به مدت زمانی اشاره دارد که چیزی به تعویق میافتد، در حالی که 'waiting' عمل تحمل آن دوره است. به عنوان مثال: 'انتظار طولانی بود' (The waiting was long) در مقابل 'تاخیر طولانی وجود داشت' (There was a long delay). این دو واژه نزدیک به هم هستند اما همیشه قابل تعویض نیستند.