wall

/wɔːl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): walls

اسم — دیوار

دیوارحصار

یک ساختار عمودی پیوسته از مصالح بنایی یا مواد سخت دیگر که یک محوطه یا بخشی از یک ساختمان را تشکیل می‌دهد.

A continuous upright structure of masonry or other rigid material, forming an enclosure or part of a building.

«خانه دیوارهای آجری محکمی دارد.»

The house has strong brick walls.

«آنها یک نقاشی روی دیوار آویزان کردند.»

They put a painting on the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fenceنرده، حصار

رایج. یک مانع، نرده یا ساختار عمودی دیگر، معمولاً از تیرک و سیم یا چوب ساخته شده، که یک محوطه زمین را برای نشانه‌گذاری مرز، کنترل دسترسی یا جلوگیری از فرار احاطه می‌کند. معمولاً در فضای باز و کم‌دوام‌تر از دیوار است. 'نرده چوبی' در مقابل 'دیوار آجری'.

Common. A barrier, railing, or other upright structure, typically made of posts and wire or wood, enclosing an area of ground to mark a boundary, control access, or prevent escape. Usually outdoors and less substantial than a wall. 'A wooden fence' vs 'a brick wall'.

partitionپارتیشن

رایج. ساختاری که یک فضا را تقسیم می‌کند، به ویژه یک دیوار داخلی سبک. اغلب متحرک یا موقت. 'پارتیشن اداری' در مقابل 'دیوار حمال'.

Common. A structure that divides a space, especially a light interior wall. Often movable or temporary. 'An office partition' vs 'a load-bearing wall'.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): walledpast participle (مفعولی): walled-ing (حال): walling3rd (سوم): walls

فعل — دیوار کشیدن

دیوار کشیدنحصار کشیدن

محصور کردن یا جدا کردن (یک منطقه یا شی) با یک یا چند دیوار.

To enclose or separate (an area or object) with a wall or walls.

«آنها منطقه خطرناک را دیوارکشی کردند.»

They walled off the dangerous area.

«شهر قدیمی برای محافظت در برابر مهاجمان دیوارکشی شده بود.»

The old city was walled to protect it from invaders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encloseمحصور کردن

رایج. از همه جهات احاطه کردن یا بستن. گسترده‌تر از 'wall' است، زیرا می‌تواند به هر نوع مانعی اشاره کند، نه فقط دیوار. 'محصور کردن یک باغ با نرده'.

Common. To surround or close off on all sides. Broader than 'wall', as it can refer to any type of barrier, not just a wall. 'Enclose a garden with a fence'.

fenceحصار کشیدن

رایج. محصور کردن (یک منطقه) با نرده. خاص‌تر به نرده‌ها، که عموماً سازه‌های سبک‌تری نسبت به دیوارها هستند. 'ملک را با نرده جدا کردن'.

Common. To enclose (an area) with a fence. More specific to fences, which are generally lighter structures than walls. 'Fence off the property'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000