walking

walk·ing/ˈwɔːkɪŋ/
walkto move on foot-ingpresent participle / gerund
1verb (فعل)commonpast (گذشته): walkedpast participle (مفعولی): walked-ing (حال): walking3rd (سوم): walks

فعل — در حال راه رفتن

در حال راه رفتنراه رونده

اسم مصدر فعل 'walk' به معنای حرکت با سرعتی منظم با برداشتن و گذاشتن متناوب هر پا، بدون اینکه هر دو پا همزمان از زمین بلند شوند.

The present participle of 'walk', meaning to move at a regular pace by lifting and setting down each foot in turn, never having both feet off the ground at once.

«او در حال قدم زدن با سگش در پارک است.»

She is walking her dog in the park.

«هنگام راه رفتن در مسیرهای یخی مراقب باشید.»

Be careful when walking on icy paths.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strollingقدم زدن

رایج، غیررسمی. به پیاده‌روی آرام و بی‌عجله اشاره دارد، اغلب برای تفریح. «آنها در پارک قدم می‌زدند» صحیح است، اما «قدم زدن تا محل کار» کمتر رایج است مگر اینکه رفت و آمد بسیار آرام باشد.

Common, informal. Implies a relaxed, unhurried walk, often for pleasure. 'They were strolling in the park' works, but 'strolling to work' is less common unless it's a very leisurely commute.

marchingرژه رفتن

رایج. با گام‌های منظم و حساب‌شده راه رفتن، اغلب در یک رژه یا به عنوان نمادی از اعتراض. از 'walking' در رسمیت و هدف متمایز است. «سربازان رژه می‌رفتند» صحیح است، «کودکان به مدرسه رژه می‌رفتند» به نوع بسیار خاصی از پیاده‌روی اشاره دارد.

Common. To walk with regular, measured steps, often in a procession or as a display of protest. Distinct from 'walking' in its formality and purpose. 'Soldiers were marching' works, 'children were marching to school' implies a very specific type of walk.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): walkings

اسم — پیاده‌روی

پیاده‌رویقدم‌زنی

فعالیت حرکت با پا برای ورزش یا تفریح.

The activity of moving on foot for exercise or pleasure.

«پیاده‌روی راهی عالی برای سالم ماندن است.»

Walking is a great way to stay healthy.

«آنها از یک سفر پیاده‌روی طولانی در کوهستان لذت بردند.»

They enjoyed a long walking trip in the mountains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hikeکوهنوردی

رایج. پیاده‌روی طولانی، به ویژه در حومه شهر یا کوهستان. به تلاش بیشتر و اغلب مسیری خاص اشاره دارد. «به کوهنوردی رفتن» صحیح است، اما «به پیاده‌روی رفتن» کلی‌تر است.

Common. A long walk, especially in the countryside or mountains. Implies more effort and often a specific route. 'Go for a hike' works, but 'go for a walk' is more general.

strollقدم زدن

رایج، غیررسمی. پیاده‌روی آرام و بی‌عجله، اغلب برای تفریح یا آرامش. بر ماهیت عادی و بی‌عجله تأکید دارد. «قدم زدن با آرامش» صحیح است، اما «قدم زدن سریع» متناقض است.

Common, informal. A leisurely walk, often for pleasure or relaxation. Emphasizes the casual and unhurried nature. 'Take a leisurely stroll' works, 'take a fast stroll' is a contradiction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000