wallop

wal·lop/ˈwɒləp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): wallopedpast participle (مفعولی): walloped-ing (حال): walloping3rd (سوم): wallops

فعل — کتک زدن

کتک زدنضربه محکم وارد کردن

زدن با ضربه‌ای محکم و سنگین به چیزی یا کسی.

To hit something or someone with a strong, heavy blow.

«او با تمام قدرتش کیسه بوکس را کتک زد.»

He walloped the punching bag with all his strength.

«توپ با شدت به دیوار خورد.»

The ball walloped against the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hitزدن

متداول. اصطلاح عمومی برای ضربه زدن، معمولاً با نیروی کمتر از wallop.

Common. General term for striking, interchangeable in many contexts but less force implied than wallop.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000