wallows

wal·lows/ˈwɒl.oʊz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wallowedpast participle (مفعولی): wallowed-ing (حال): wallowing3rd (سوم): wallows

فعل — غلتیدن

غلتیدنول‌چرانی کردن

غلتیدن یا به آرامی در آب، گل یا برف برای لذت یا رفع خستگی دراز کشیدن.

Roll about or lie relaxed in water, mud, or snow for refreshment or pleasure.

«خوک خوشحالانه در گل غلت می‌زند.»

The pig wallows happily in the mud.

«او پس از شکست در دریای خود‌ ترحمی غرق می‌شود.»

He wallows in self-pity after losing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rollغلتیدن

وقتی درباره حرکت در گل یا آب است قابل جایگزینی، ولی کمتر حالت لذت دارد.

Interchangeable when describing movement in mud or water, but less emotional.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000