wandered

wan·dered/ˈwɑndərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wanderedpast participle (مفعولی): wandered-ing (حال): wandering3rd (سوم): wanders

فعل — پرسه زد

پرسه زدسرگردان شد

بدون هدف یا جهت مشخص قدم زدن یا پرسه زدن.

Walked around without a clear purpose or direction.

«او تمام بعدازظهر در جنگل پرسه زد.»

He wandered through the forest all afternoon.

«او در خیابان‌ها پرسه زد و دنبال دوستش می‌گشت.»

She wandered the streets looking for her friend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roamedگشت‌وگذار کرد

رایج. معنی مشابه دارد و معمولاً حرکت در ناحیه وسیع‌تر را نشان می‌دهد.

Common. Similar meaning, often implies more movement over a large area.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000