wapping

wap·ping/ˈwæp.ɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): wappedpast participle (مفعولی): wapped-ing (حال): wapping3rd (سوم): waps

فعل — زدن

زدنضربه زدن

شکل حال استمراری 'wap' به معنای ضربه زدن یا زدن.

Present participle of 'wap', meaning hitting or striking.

«او به توپ محکم ضربه می‌زند.»

He is wapping the ball hard.

«آن‌ها به صورت بازیگوشانه به هم ضربه می‌زنند.»

They are wapping each other playfully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000