wanton

wan·ton/ˈwɑːntən/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more wantonsuperlative (عالی): most wanton

صفت — عمدی و بی‌دلیل

عمدی و بی‌دلیلبی‌پروابی‌رحم

رفتار عمدی، بی‌دلیل و بی‌احتیاط که معمولاً باعث آسیب می‌شود.

Deliberate and unprovoked; reckless or excessive behavior often causing harm.

«خرابکاران آسیب عمدی و بی‌دلیل به اموال زدند.»

The vandals caused wanton damage to the property.

«او به خشونت بی‌رحمانه متهم شد.»

He was accused of wanton cruelty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recklessبی‌پروا

رایج. عدم توجه به عواقب؛ مشابه wanton اما کمتر بر بدخواهی تأکید دارد.

Common. Highlights lack of care about consequences; similar to wanton but less about malice.

deliberateعمدی

رسمی. بر عمدی بودن تاکید دارد؛ wanton معمولاً بار منفی دارد.

Formal. Emphasates intentionality; wanton usually implies negative intent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000