warble

war·ble/ˈwɔːrbəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): warbledpast participle (مفعولی): warbled-ing (حال): warbling3rd (سوم): warbles

فعل — نوای خوش سر دادن

نوای خوش سر دادنآواز پیچیدن

با صدایی نرم و نوای پیچشی خواندن، مانند آواز پرنده.

To sing softly and with trills, like a bird.

«پرنده صبحگاهان به زیبایی آواز می‌خواند.»

The bird warbled beautifully in the morning.

«او نوای آرامی خواند تا کودک را آرام کند.»

She warbled a gentle tune to soothe the baby.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trillآواز پیچشی

فنی/ادبی. وقتی در توصیف نواهای سریع خواندن یا نوای پرندگان به کار می‌رود، قابل تعویض است.

Technical/literary. Interchangeable when describing rapid alternation between notes in singing or bird calls.

chirpجیک جیک کردن

متداول. اشاره به صداهای کوتاه و روشن پرندگان دارد؛ کمتر موسیقایی نسبت به 'warble'.

Common. Refers to short bright bird sounds; less musical than 'warble'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000