war
اسم — جنگ
وضعیت درگیری مسلحانه بین کشورهای مختلف یا گروههای مختلف در یک کشور.
A state of armed conflict between different countries or different groups within a country.
«این کشور پنج سال است که در جنگ است.»
“The country has been at war for five years.”
«جنگ رنج زیادی برای غیرنظامیان به ارمغان میآورد.»
“War brings great suffering to civilians.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره/گستردهتر. اختلاف یا مشاجره جدی، اغلب طولانی. 'Conflict' گستردهتر از 'war' است و میتواند به اختلافات غیرنظامی اشاره کند. 'درگیری سیاسی' در مقابل 'جنگ داخلی'. در صورتی که درگیری مسلحانه باشد قابل جایگزینی است اما 'war' به معنای اقدام نظامی تمام عیار است.
Everyday/Broader. A serious disagreement or argument, often protracted. 'Conflict' is broader than 'war' and can refer to non-military disagreements. 'Political conflict' vs. 'civil war'. It can be interchangeable if the conflict is armed but 'war' implies full-scale military action.
روزمره/خاص. درگیری طولانی بین نیروهای مسلح سازمانیافته بزرگ. 'Battle' یک درگیری خاص در یک 'war' بزرگتر است. یک جنگ میتواند شامل نبردهای زیادی باشد. 'نبرد گتیزبورگ' بخشی از جنگ داخلی بود.
Everyday/Specific. A sustained fight between large organized armed forces. 'Battle' is a specific engagement within a larger 'war'. A war can consist of many battles. 'The Battle of Gettysburg' was part of the Civil War.
رسمی/جمعی. اقدامات جنگی. اغلب در بافتهای رسمی یا دیپلماتیک برای اشاره به فاز فعال نبرد در یک درگیری استفاده میشود. 'پایان خصومتها' یعنی جنگ متوقف شد. در مورد اقدامات نظامی میتواند قابل جایگزینی باشد.
Formal/Plural. Acts of warfare. Often used in official or diplomatic contexts to refer to the active fighting phase of a conflict. 'The cessation of hostilities' means fighting stopped. Can be interchangeable when referring to military actions.
متضادها
فعل — جنگیدن
وارد جنگ شدن؛ جنگیدن.
To engage in war; to fight.
«قبیلهها بر سر منابع کمیاب جنگیدند.»
“The tribes warred over scarce resources.”
«آنها همچنان با بیعدالتی مبارزه میکنند.»
“They continue to war against injustice.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. شرکت در یک کشمکش خشونتآمیز. 'Fight' گستردهتر است و میتواند به مبارزه فردی یا درگیریهای کوچکتر اشاره کند، نه فقط درگیری نظامی تمام عیار. 'آنها شجاعانه جنگیدند' در مقابل 'ملتها برای دههها جنگیدند'.
Everyday. To take part in a violent struggle. 'Fight' is broader and can refer to individual combat or smaller skirmishes, not just full-scale military conflict. 'They fought bravely' vs. 'The nations warred for decades'.
روزمره. در یک نبرد یا رقابت شرکت کردن. 'Battle' به عنوان فعل به معنای درگیری فعال در یک رویارویی خاص است. 'ارتشها برای کنترل شهر جنگیدند.' 'War' به عنوان فعل بیشتر به وضعیت جاری درگیری اشاره دارد.
Everyday. To engage in a battle or contest. 'Battle' as a verb implies active engagement in a specific confrontation. 'The armies battled for control of the city.' 'War' as a verb is more about the ongoing state of conflict.