washed out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌwɑʃt ˈaʊt/
1adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more washed outsuperlative (عالی): most washed out

صفت — رنگ‌پریده

رنگ‌پریدهبی‌حال

رنگ‌پریده، خسته یا بی‌رمق به نظر رسیدن.

Pale, tired-looking, or lacking in color or strength.

«او بعد از پرواز رنگ‌پریده به نظر می‌رسید.»

“He looked washed out after the flight.”

«او تمام روز بی‌حال بود.»

“She felt washed out all day.”

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more washed outsuperlative (عالی): most washed out

صفت — رنگ‌ورورفته

رنگ‌ورورفتهپریده‌رنگ

رنگ‌ورورفته به‌دلیل از بین رفتن زیاد رنگ.

Faded because too much color has been removed.

«عکس رنگ‌ورورفته به نظر می‌رسد.»

“The photo looks washed out.”

«آفتاب پرده‌ها را رنگ‌ورورفته کرد.»

“The sun made the curtains washed out.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000