washcloth

wash·cloth/ˈwɒʃˌklɒθ/
washto clean with waterclotha piece of fabric
noun (اسم)commonplural (جمع): washcloths

اسم — لیف

لیفکیسه حمام

تکه کوچکی از پارچه که برای شستن خود استفاده می‌شود، معمولاً از حوله یا مواد جاذب مشابه ساخته شده است.

A small piece of cloth used for washing oneself, typically made of terrycloth or a similar absorbent material.

«او به آرامی صورت نوزاد را با یک لیف نرم شست.»

She gently washed the baby's face with a soft washcloth.

«فراموش نکن برای سفرت یک لیف تمیز برداری.»

Don't forget to pack a clean washcloth for your trip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flannelفلانل

روزمره، به ویژه در انگلیسی بریتانیایی. اغلب به جای washcloth استفاده می‌شود، اما می‌تواند به نوع خاصی از پارچه نرم نیز اشاره کند. 'لطفاً فلانل را به من بدهید؟' 'او برای تمیز کردن آرام نوزاد از یک لیف نرم استفاده کرد.'

Everyday, especially British English. Often used interchangeably with 'washcloth' but can also refer to a specific type of soft fabric. 'Can you hand me the flannel, please?' 'She used a soft washcloth to gently clean the baby.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000