cloth

/klɔθ/
clothwoven fabric made from fibers
noun (اسم)commonplural (جمع): cloths

اسم — پارچه

پارچهکتانپارچه‌بافی

قطعه‌ای از پارچه که از بافتن یا بافتن نخ‌ها تهیه شده است.

A piece of fabric made by weaving or knitting threads.

«او یک تکه پارچه قرمز خرید.»

She bought a piece of red cloth.

«میز با یک پارچه سفید پوشانده شده است.»

The table is covered with a white cloth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fabricپارچه

رسمی یا خنثی. وقتی به خود ماده اشاره دارد قابل تعویض با cloth است مثل fabric for a dress. برای کالاهای نهایی کمتر استفاده می‌شود.

Formal or neutral. Interchangeable with 'cloth' when referring to material itself, e.g. 'fabric for a dress'. Less common for finished products like clothes.

textileمنسوجات

فنی و رسمی. بیشتر در صنعت یا تولید کاربرد دارد، نه مکالمه روزمره.

Technical and formal. Used mainly in industry or manufacturing, not everyday speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000