waste away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

waste a·way/ˌweɪst əˈweɪ/
phrasal verb (فعل عبارتی)literary

فعل عبارتی — پژمرده شدن

پژمرده شدنبه‌تدریج تحلیل رفتن

بر اثر بیماری، اندوه یا کمبود غذا، به‌تدریج ضعیف و لاغر شدن.

To become gradually weaker and thinner because of illness, grief, or lack of food.

«او در دوران بیماری به‌تدریج تحلیل رفت.»

“He wasted away during the illness.”

«گیاه بدون آب به‌تدریج پژمرد.»

“The plant wasted away without water.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000