phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — فرسوده شدن
فرسوده شدناز بین رفتن تدریجی
به تدریج با استفاده مکرر یا اصطکاک فرسوده یا ناپدید شدن.
To gradually erode or disappear by continuous use or friction.
«رنگ روی دیوار به مرور زمان فرسوده شده است.»
“The paint on the wall has worn away over time.”
«رودخانه به آرامی سنگ را فرسوده کرد.»
“The river wore away the rock slowly.”
تفاوت با واژههای مشابه
erode— فرسوده شدن
کاربرد متداول علمی و روزمره؛ در بسیاری از موارد بسته به زمینه قابل جایگزینی است.
Common scientific and everyday use; often interchangeable depending on context.