wean

/wiːn/
verb (فعل)commonpast (گذشته): weanedpast participle (مفعولی): weaned-ing (حال): weaning3rd (سوم): weans

فعل — دوشیدن گرفتن

دوشیدن گرفتنقطع تغذیه شیر

به تدریج قطع شیر دادن به نوزاد یا حیوان جوان.

To gradually stop feeding a baby or young animal with its mother's milk.

«آن‌ها تصمیم گرفتند در شش ماهگی کودک را از شیر بگیرند.»

They decided to wean the baby at six months.

«گوساله از مادرش گرفته شد.»

The calf was weaned from its mother.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000