webbed

/wɛbd/
webnet-like structure-bedhaving
adjective (صفت)common

صفت — دارای پرده بین انگشتان

دارای پرده بین انگشتان

دارای پوستی که انگشتان را به هم متصل می‌کند، مثل پای اردک.

Having skin connecting the fingers or toes, like a duck's feet.

«قورباغه پاهای پرده‌دار برای شنا داشت.»

The frog had webbed feet for swimming.

«دست‌های پرده‌دار به حیوانات در شنا کمک می‌کند.»

Webbed hands help animals swim efficiently.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000