در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای پوستی که انگشتان را به هم متصل میکند، مثل پای اردک.
Having skin connecting the fingers or toes, like a duck's feet.
«قورباغه پاهای پردهدار برای شنا داشت.»
“The frog had webbed feet for swimming.”
«دستهای پردهدار به حیوانات در شنا کمک میکند.»
“Webbed hands help animals swim efficiently.”