weightlift

weight·lift/ˈweɪtlɪft/
verb (فعل)commonpast (گذشته): weightliftedpast participle (مفعولی): weightlifted-ing (حال): weightlifting3rd (سوم): weightlifts

فعل — وزنه برداشتن

وزنه برداشتنبدنسازی

بلند کردن وزنه‌های سنگین به عنوان ورزش یا رشته ورزشی.

To lift heavy weights as a form of exercise or sport.

«او سه بار در هفته وزنه‌برداری می‌کند تا قوی بماند.»

He weightlifts three times a week to stay strong.

«وزنه‌برداری می‌تواند حجم عضلات و استقامت را افزایش دهد.»

Weightlifting can improve muscle mass and endurance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
liftبلند کردن

رایج. مترادف ولی weightlift مخصوص بلند کردن وزنه است.

Common. Synonym but 'weightlift' specifically implies lifting weights for exercise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000