weighing

weigh·ing/ˈweɪ.ɪŋ/
weighto measure weight-ingpresent participle / continuous aspect
verb (فعل)commonpast (گذشته): weighedpast participle (مفعولی): weighed-ing (حال): weighing3rd (سوم): weighs

فعل — وزن کردن

وزن کردنسنجیدن وزن

عمل اندازه‌گیری وزن چیزی.

The act of measuring the weight of something.

«آنها قبل از فروش میوه‌ها را وزن می‌کنند.»

They are weighing the fruits before selling.

«وزن کردن دقیق مواد در دستور پخت مهم است.»

Weighing ingredients precisely is important for recipes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
measuringاندازه‌گیری

رایج. کلی‌تر از weighing است و می‌تواند شامل اندازه‌گیری طول یا حجم نیز باشد.

Common. More general than weighing; could include length or volume.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000