wellborn

well·born/ˈwɛlˌbɔrn/
well-in a good or proper waybornbrought into life
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more wellbornsuperlative (عالی): most wellborn

صفت — باشرافت

باشرافتنجیب‌زاده

کسی که از خانواده‌ای مرفه یا با موقعیت اجتماعی بالا به دنیا آمده باشد.

Born into a socially important or wealthy family.

«او از یک خانواده نجیب در انگلستان بود.»

He came from a wellborn family in England.

«افراد باشرافت معمولاً در گذشته امتیازات بیشتری داشتند.»

Wellborn individuals often had more privileges in the past.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nobleنجیب

رسمی. وقتی به تولد اشرافی اشاره دارد قابل جایگزینی است، اما نجیب جنبه اخلاقی بالایی نیز دارد.

Formal. Can replace wellborn when referring to aristocratic birth, but 'noble' also implies high moral qualities, not just birth.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000