verb (فعل)commonpast (گذشته): wheedledpast participle (مفعولی): wheedled-ing (حال): wheedling3rd (سوم): wheedles
فعل — چرب زبانی کرد
چرب زبانی کردمجذوب کرد
گذشته فعل wheedle؛ به معنی به آرامی یا با چاپلوسی کسی را قانع کردن.
Past tense of wheedle; to persuade someone gently or by flattery.
«او با چاپلوسی والدینش را قانع کرد تا دوچرخه جدید بخرند.»
“She wheedled her parents into buying a new bike.”
«او بهآرامی حقیقت را از او استخراج کرد.»
“He wheedled the truth out of him slowly.”
تفاوت با واژههای مشابه
coaxed— متقاعد کرد
مترادف رایج؛ هر دو به معنای متقاعد کردن با ملایمت یا چاپلوسی هستند.
Common synonym; both mean to persuade gently, usually by flattery.