whitely

white·ly/ˈwaɪtli/
whitecolor white-lyin the manner of
adverb (قید)archaictype (نوع): manneradjective (صفت): whiteposition (جایگاه): middle

قید — به‌طور سفید

به‌طور سفیدبه رنگ سفید

به شیوه‌ای سفید یا به رنگ سفید.

In a white manner or color.

«ابرها به‌طور سفید در آسمان حرکت کردند.»

The clouds drifted whitely across the sky.

«برف به رنگ سفید روی زمین قرار داشت.»

The snow lay whitely on the ground.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000