whittling

whit·tling/ˈwɪtlɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — تراشیدن چوب

تراشیدن چوبکار با چاقوی چوبی

فعالیت تراشیدن قطعات کوچک چوب با چاقو.

The activity of carving small pieces from wood by cutting.

«بعدازظهر را به تراشیدن یک مجسمه چوبی گذراند.»

He spent the afternoon whittling a wooden figurine.

«تراشیدن چوب نیازمند صبر و مهارت است.»

Whittling requires patience and skill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carvingحکاکی

واژه کلی حکاکی، whittling نوع خاص و ساده‌تر آن است.

General term for shaping wood; whittling is a specific simple form.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000