در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که به فاحشهگری دامن میزند یا مرتب به فاحشهها مراجعه میکند؛ مرد فاحشهباز یا دلال فاحشه.
A person who solicits or frequents prostitutes; a pimp or client.
«او به عنوان یک فاحشهباز شناخته شده دستگیر شد.»
“He was arrested as a known whoremonger.”
«فاحشهبازها در آن منطقه شایع بودند.»
“Whoremongers were common in that district.”
غیررسمی. بیشتر به کسی که فاحشهها را مدیریت میکند اشاره دارد؛ مشابه ولی همیشه جایگزین نیست.
Informal. Refers more to one who manages prostitutes; similar but not always interchangeable.