wigging

wig·ging/ˈwɪɡɪŋ/
wigartificial hairpiece-ingforming noun or present participle
noun (اسم)informal

اسم — پوشیدن کلاه‌گیس

پوشیدن کلاه‌گیستلنگر زدن

عمل پوشیدن کلاه‌گیس یا توبیخ کردن کسی (غیررسمی).

The act of wearing or fitting a wig or giving someone a scolding (colloquial).

«معلم به‌خاطر دیر رسیدن به او تذکر داد.»

The teacher gave him a wigging for being late.

«او عصر را به پوشیدن کلاه‌گیس جدیدش گذراند.»

She spent the evening wigging her new hairpiece.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scoldingتوبیخ

غیررسمی. به توبیخ اشاره دارد؛ wigging معمولاً عامیانه و کمتر رایج است.

Informal. Refers to reprimanding someone; wigging is more colloquial and less common.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000