winterkilled

win·ter·killed/ˈwɪn.tərˌkɪld/
wintercold seasonkilledcaused death
adjective (صفت)technical

صفت — آسیب‌دیده از سرما

آسیب‌دیده از سرمامرگ‌زمستانی

(در مورد گیاهان یا محصولات) به دلیل شرایط سخت زمستانی از بین رفته یا آسیب دیده.

(of plants or crops) Died or damaged due to harsh winter conditions.

«محصولات آسیب‌دیده از سرما باید دوباره کاشته شوند.»

The winterkilled crops had to be replanted.

«گیاهان آسیب‌دیده از سرما زمستان را زنده نمی‌مانند.»

Winterkilled plants do not survive the cold season.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000