wiring

wir·ing/ˈwaɪərɪŋ/
wirea thin metal strand-ingprocess or activity
noun (اسم)technical

اسم — سیم‌کشی

سیم‌کشی

سیستم یا آرایش سیم‌ها برای اتصال‌های الکتریکی.

The system or arrangement of wires for electrical connection.

«سیم‌کشی خانه باید تعویض شود.»

The wiring in the house needs to be replaced.

«سیم‌کشی چراغ جدید را تعمیر کرد.»

He fixed the wiring for the new light.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cablingکابل‌کشی

فنی. بیشتر به کابل‌ها اشاره دارد ولی مرتبط با سیم‌کشی است.

Technical. Refers more broadly to cables but closely related to wiring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000