wolf in one's stomach

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wolf in one's stom·ach/wʊlf ɪn wʌnz ˈstʌmək/
phrase (عبارت)literary

عبارت — گرسنگی شدید

گرسنگی شدیددل‌ضعفه

یعنی گرسنگی شدید؛ معمولاً در ساختِ have a wolf in one's stomach به کار می‌رود.

An intense feeling of hunger, usually in the phrase have a wolf in one's stomach.

«بعد از آن پیاده‌روی، به‌شدت گرسنه‌ام.»

“I have a wolf in my stomach after that hike.”

«بچه تا ظهر حسابی گرسنه شده بود.»

“The child had a wolf in his stomach by noon.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000