در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به سوزاندن چوب به عنوان سوخت
relating to burning wood as a fuel
«آنها یک بخاری چوبسوز نصب کردند.»
“They installed a woodburning stove.”
«شومینههای چوبسوز در مناطق روستایی محبوبند.»
“Woodburning fireplaces are popular in rural areas.”