woodburning

wood·burn·ing/ˈwʊdˌbɜrnɪŋ/
woodtrees or timberburningthe act of combustion
adjective (صفت)common

صفت — سوزاندن چوب

سوزاندن چوبچوب‌سوز

مربوط به سوزاندن چوب به عنوان سوخت

relating to burning wood as a fuel

«آن‌ها یک بخاری چوب‌سوز نصب کردند.»

They installed a woodburning stove.

«شومینه‌های چوب‌سوز در مناطق روستایی محبوبند.»

Woodburning fireplaces are popular in rural areas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000