woodcut
اسم — چاپ چوبی
یک تکنیک چاپ که در آن تصویری روی سطح یک قطعه چوب حکاکی میشود، بهطوری که بخشهای چاپی همسطح با سطح باقی میمانند و بخشهای غیرچاپی حذف میشوند. همچنین، چاپی که با این روش تولید میشود.
A printmaking technique in which an image is carved into the surface of a block of wood, with the printing parts remaining level with the surface and the non-printing parts removed. Also, the print produced by this technique.
«کتاب با چاپهای چوبی زیبا مصور شده بود.»
“The book was illustrated with beautiful woodcuts.”
«او هنر پیچیده چاپ چوبی ژاپنی را مطالعه کرد.»
“He studied the intricate art of Japanese woodcut.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. 'حکاکی' یک اصطلاح گستردهتر برای کندهکاری یک طرح روی یک سطح سخت است که میتواند شامل فلز یا چوب باشد. شبیه 'woodcut' به عنوان یک روش چاپ است اما مختص چوب نیست و تکنیک آن معمولاً شامل برش خطوط روی سطح به جای برجسته کاری است. 'حکاکی فلزی' رایج است، 'حکاکی روی چوب' نوعی woodcut است اما معمولاً ظریفتر است.
Common. 'Engraving' is a broader term for carving a design onto a hard surface, which can include metal or wood. It is similar to 'woodcut' as a printmaking method but not specific to wood, and the technique usually involves cutting lines into the surface rather than relief. 'Metal engraving' is common, 'wood engraving' is a type of woodcut but typically finer.
فعل — حکاکی چوب کردن
برای چاپ، یک تصویر یا طرح را روی چوب حکاکی کردن
To carve an image or design into wood for printing.
«هنرمند طرح پیچیده را روی بلوک چوبی حکاکی کرد.»
“The artist woodcut the intricate design onto the block.”
«او در مدرسه هنر یاد گرفت که چگونه روی چوب حکاکی کند.»
“He learned how to woodcut in art school.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. 'Carve' یک اصطلاح کلی برای برش دادن یک ماده برای شکل دادن به یک شیء یا طرح است. زمانی که تمرکز بر عمل شکل دادن به چوب باشد، قابل تعویض است. 'او یک پرنده از چوب کندهکاری کرد' یا 'او چوب را برای یک چاپ چوبی کندهکاری کرد.'
Common. 'Carve' is a general term for cutting a material to form an object or design. It is interchangeable when the focus is on the act of shaping the wood. 'He carved a bird out of wood' or 'He carved the wood for a woodcut.'